السيد حامد النقوي

178

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي )

صواب ، إنكار دلالت حديث ثقلين بر خلافت و امامت أهل بيت عليهم السّلام مكابرهء صريحه و مباهتهء فضيحه است كه أصلا از عاقلى سر نمىزند ، و جز آنكه أرعن أعفك مصدر آن شود كسى ديگر ارتكاب آن نمىكند ! . وجه 52 - دلالت كلام ديگر دولت‌آبادى بر مطلوب وجه پنجاه و دوم آنكه : نيز شهاب الدين دولت‌آبادى در « هداية السّعدا » در ذكر حديث ثقلين گفته : [ مصطفى صلعم فرمود در حديث سابق : « و لن يتفرّقا حتّى يردا علىّ الحوض ] يعنى قرآن و فرزندان من يك جا بر حوض حاضر شوند تا شاهد باشند كه دوست ايشان كه بوده و دشمن كه بوده ؟ و بعد من فرمان تمسّك من كه بجا آورده و كه ترك داده ؟ و من بر حوض ايستاده باشم مى بينم هر كه خواهد آمد بر من با دوستى جمله قرآن و فرزندان من و هر كه بايشان تمسّك نكرده و خلاف أمر من كرده به خدا كه او را فرشتگان برانند راندنى غضب چنانچه اشتر و اسب يله را برانند از حوض ، پس من ندا كنم : بياريد اين از أمّت منست و از آن منست ! فرمان آمد : أي محمّد ! تو نمىدانى بعد تو ايشان با قرآن و فرزندان تو خلاف فرمان تو كرده‌اند ، و بجاى ودّ و مودّت ، بغض و عداوت كرده‌اند ، پس بگويم من : أي فرشتگان ! از من اين مرد را دور تر بريد . و المأمور بمتابعته لا يصير تبعا و المندوب إلى إمامته لا يصير مأموما ، كلّ علم و كلّ قول دلّ على مخالفة النّبىّ صلّى اللَّه عليه و سلّم فهو زندقة و شيطنة ، پس هر كه با قرآن و فرزندان رسول تمسّك ندارد اگر چه علم أوّلين و آخرين بخواند چون كتابيست ، و اگر زهد كند مانند راهبست ، و فرداى قيامت او را بر رو أندازند در دوزخ ! ] انتهى . ازين عبارت بوضوح تمام آشكار مىگردد كه فاضل دولت‌آبادى حديث ثقلين را بلا تردّد و ارتياب متعلّق بامامت اهل بيت عليهم السّلام مىداند ، و ازينجاست كه در بيان معاين و توضيح مبانى آن جملهء بليغه « و المأمور بمتابعته لا يصير تبعا ، و المندوب إلى إمامته لا يصير مأموما » آورده ، و بر أرباب عقول و أحلام و أصحاب أذهان و أفهام واضح نموده كه چون جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم أمّت را بمتابعت أهل بيت عليهم السّلام مأمور نموده ، لهذا اين حضرات تبع أمّت نمىتوانند شد و چون آن